مادّه – جسم صفحه شخصی سمانه پاکدل سمانه پاکدل

مادّه – جسم: صفحه شخصی سمانه پاکدل سمانه پاکدل آرایشگاه سرگرمی تبلیغ سرگرمی چه خبر از کجا ؟ در حاشیه

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری با آن سکانس جنجالی به هدفمان رسیدیم / نویسنده و تهیه کننده سریال «پدر»

شبکه دو از هفته پیش سریال تازه خود یعنی «پدر» را روانه آنتن کرده است که در همین مدت توانسته توجه بیننده ها را جلب کند. این سریال را از چند جنبه می توان واکاوی ک

با آن سکانس جنجالی به هدفمان رسیدیم / نویسنده و تهیه کننده سریال «پدر»

نویسنده و تهیه کننده سریال «پدر»: با آن سکانس جنجالی به هدفمان رسیدیم

عبارات مهم : تصویر

شبکه دو از هفته پیش سریال تازه خود یعنی «پدر» را روانه آنتن کرده است که در همین مدت توانسته توجه بیننده ها را جلب کند. این سریال را از چند جنبه می توان واکاوی کرد؛ مثل چالش ایمان، ثروتمندی مرد متدین، قضاوت و حتی بازتاب سکانس جنجالی آن در فضای مجازی.

به گزارش تسنیم، بخش هایی از این مباحث را با حامد عنقا، طراح داستان، نویسنده و تهیه کننده سریال «پدر» مطرح کرده ایم. او معقتد است آن سکناسی که در اینترنت بازتاب های مختلفی داشت، هیچ ایرادی نداشته و فقط بعضی نتوانسته اند آن را درک کنند.

«پدر»بخاطر سکانسی که چند دختر مزاحم حامد (شخصیت مهم داستان) می شوند و او از پنجره فرار کرد، حاشیه ساز شد. پیش از آن دوست دارم راجع به یک مساله دیگر توضیح دهید و این که از معدود دفعاتی است که بین ایمان و ثروت تعارضی دیده نمی شود. ریشه این نگاه چیست؟
ما فکر کردیم جای بعضی شخصیت هایی در تلویزیون خالی است: یک مرد مثل حاج علی که در عین ثروتمندی و داشتن بنز آخرین سیستم، اهل نماز و روزه هم هست.حتی مورد نیاز باشد با مشتری های خارجی اش انگلیسی حرف می زند. این چه نگاهی است که متدینین باید فقیر باشند و همه کسانی که سوار ماشین می شوند،لاابالی؟!

وقتی میزان ایمان حامد را می دانیم، می پذیریم که در مواجهه با دختران، ماخدوذ به حیا هست. جهت نشان دادن این نجابت مورد نیاز بود از پنجره فرار کند؟لازم است به این توصیه اشاره کنم که چه بلایی سرمان آمده که در و دیوار شهرمان پر از شعارهایی مثل حیا و پاکی و نجابت است ولی پای عمل که پیش می آید، تصویر العمل ها چیز دیگری هست. یکی(از بین هشتاد میلیون نفر) هنگامی که گیر چند دختر که می خواهند آبرویش را ببرند می افتد، تلاش می کند خودش را نجات دهد. کجای کار ایراد دارد؟ تازه از طبقه هشتم که نپریده،طبقه اول بوده و بلایی هم سرش نیامده است.

حرف شما درست ولی آیا این تمهید نمایشی با تصویر العمل منفی بعضی بازدیدکنندگان مواجه شده؟
هر کدام از ما در طبقه ای که زندگی می کنیم صاحب تجربه های متفاوت هستیم. به عنوان نمونه اگر من بگویم یک تاجر بازاری می شناسم که ۹۵ میلیارد از درآمد ۱۰۰ میلیاردی ماهیانه خود را صرف فرزند های بی سرپرست و هیات هات مذهبی و… می کند، شاید تو باورت نشود. چون میلیاردهایی را می شناسی که با اختلاس و رانت به این پول رسیده اند و آن را توی لاس وگاس خرج می کنند. من توقع ندارم دختر و پسرهایی که جنس زندگی و«لایف استایل»شان شکل دیگری هست، کاراکتر حامد«پدر» را همان جور درک کنند که فلان طلبه حوزه علمیه درک کند.

ما فکر کردیم جای بعضی شخصیت هایی در تلویزیون خالی است: یک مرد مثل حاج علی که در عین ثروتمندی و داشتن بنز آخرین سیستم، اهل نماز و روزه هم هست.حتی مورد نیاز باشد با مشتری های خارجی اش انگلیسی حرف می زند. این چه نگاهی است که متدینین باید فقیر باشند و همه کسانی که سوار ماشین می شوند،لاابالی؟!

در این شهر آدم هایی هستند که سوار مازراتی می شوند و آدم هایی هم داریم که گیر کرایه تاکسی هستند هنگامی که راجع به مخاطب حرف می زنیم، باید بدانیم از کدام مخاطب می گوییم؟همه درام های بزرگ دنیا که جهت مخاطب ساخته شده است اند، قصه آدم های نادر هست. قصه آن که از صبح کار می کند تا شب و این سیکل را ادامه می دهد که جالب نیست. ما قصه آدم هایی که شیشه نانوایی را شکسته اند و نان خورده اند را بارها شنیده ایم؛ یکی از آن ها می شود ژان وال ژانِ «بینوانیان».

فکر می کردید سریال بخاطر یک سکانس تا این حد زیر ذره بین برود؟
بله؛ روزی که این سکانس را می نوشتیم و زمانی که آقای توفیقی قرار بود آن را کارگردانی کند، منتظر این تصویر العمل ها بودیم.بالاخره ما به عنوان درام نویس و بهرنگ توفیقی به عنوان کارگردان،مگر چه ابزارهایی جهت اوج بردن جذابیت سریال در اختیار داریم؟ما تلاش می کنیم با دور از ذهن بودن بعضی سکانس ها توجه جلب کنیم. خدا را شکر چیزی که دوست داشتیم به لحاظ تبلیغاتی اتفاق بیفتد، با این سکانس افتاد.

این سکانس مدل دیگری بود که در «تنهایی لیلا» تجربه کرده بودید.
بله؛ ما چنین تجربه ای را در سریال«تنهایی لیلا» هم داشتیم. دختر در امامزاده خوابیده و در اتفاق شیشه ای قفل هست؛ چشم محمد به او می افتد و احساس می کند در دلش هوسی شکل گیرد و به همین خاطر دست خود را روی آتش شمع قرار می دهد.که این را از ماجرای واقعی که چند صد سال پیش جهت حضرت میرداماد افتاده بود،الگو گرفتیم.

چرا حامد و خانواده اش این قدر سفید هستند و طرف برابر بدجنس؟
من در کارهایم آدم ها را هیچ قضاوتی نمی کنم. بلکه این موقعیت های متفاوت است که باعث رفتارهای متفاوت می شود.در این سریال حامد، حاج علی و شریفه اشتباه می کنند. مطمئن باشید بیننده ها در قسمت های پیش رو با دیدن رفتارهای حامد سوپرایز می شوند. کی گفته دخترانی که امروز منفی اند، تا آخر سریال منفی می مانند؟ آدمی که گمان می کنید غرق در گناه هست، بخاطر یک اتفاق رستگار می شود و آدمی که می گوید نماد پرهیزگاری و پاکی است می لغزد؛ قصه پدر به این نکات اشاره دارد.

چرا سراغ باعشق ای آشنا رفتید؟
قصه علاقه هر لحظه قصه آشنایی هست؛ از لیلی و مجنون و ویس و رامین تا حالا تم واحدی داشته اند.کاری که ما کردیم، این بود که عنصرهای شخصیت ها را عوض کردن دادیم.در ضمن،یادتان باشد قصه «پدر» از کجا شروع شد. هنگامی که در قسمت اول مواجه می شوید با دختری که سر قبر می رود، پسری که مرده،پدر و مادری که حال عجیبی دارند و… می فهمید که قصه «پدر»چرا و چگونگی نیست، قصه «چجوری»است. مخاطب همان قسمت اول می داند،لیلا با حامد ازدواج کرده،صاحب پسر شده است اند و حالا حامد مرده هست. این قصه ممکن است کمی غیرمتعارف باشد چون امتداد علاقه این دختر و پسر بدون حضور یکی از آنها اتفاق می افتد.

نکته بارز این که در سریال «پدر» تصویر دانشگاه باورپذیر هست؛ حتی دختر و پسرها یکدیگر را به اسم کوچک صدا می می کنند.چقدر به تجربه عینی خودتان ربط دارد؟
بی تاثیر نیست؛ بالاخره یکی دو روز در هفته در دانشگاه حضور داریم. ضمن این که با فرزند هایی که کار می کنم جوان هستند. ما در دوران مدرسه همدیگر را با فامیلی صدا می زدیم الان انگار آدم ها راحت تر شده است اند و من تلاش کردم به این سمت و سو بروم. البته حتی اگر نخواهی هنگامی که کار با حضور بازیگران و عوامل جوان ساخته می شود ، این اتفاق می افتاد.

با آن سکانس جنجالی به هدفمان رسیدیم / نویسنده و تهیه کننده سریال «پدر»

واژه های کلیدی: تصویر | سریال | مخاطب | اخبار فرهنگی و هنری

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz